Home / گزارش ها / الاحواز / امضای قرارداد همکاریهای استراتژیک 25 ساله یا حراج سواحل الاحواز و خلیج عربی؟

امضای قرارداد همکاریهای استراتژیک 25 ساله یا حراج سواحل الاحواز و خلیج عربی؟

درباره امضای قرارداد همکاری‌های استراتژیک 25 ساله ایران اشغالگر و چین، در سفر ظریف در شهریور 98به چین چه میدانید؟ خبر، البته با جزئیات کمتر، در رسانه‌های ایران اشغالگر هم بازتاب داشت.
برای روشن مطلب ابتدا باید روش استعماری چین، توضیح داده شود. بطور خلاصه روش چین این است که برای یک پروژه وام میدهد، و جزء شرایط آن این است که شرکتهای چینی در قراردادهای توسعه آن پروژه اولویت داشته باشند. یکی از شرایط وام این است که در صورتیکه در زمان سررسید وام فرارسید و توان پرداخت وام وجود نداشت، بندر و یا بخشی از سرزمین یا به تملک چین درآید و یا برای طولانی مدت به این کشور اجاره داده شود. از این به بعد وظیفه شرکتهای چینی دخیل در پروژه این است که تمام تلاش خود را بکنند که وام قابل پرداخت نباشد، تا بتوان بنادر و سرزمین را مالک شد.

چین همین نسخه را برای تصرف بندر مومباسا در کنیا و بندر Hambantota سریلانکا، و مناطق متعدد دیگر، با موفقیت بکار گرفت.

یکی از مفاد توافق استراتژیک جدید این است که چین 280 میلیارد دلار در صنعت نفت و گاز و پتروشیمی، و 120 میلیارد دلار برای توسعه زیرساخت‌های تولید و حمل و نقل ایران اشغالگر، سرمایه‌گذاری کند. حفاظت از تجهیزات فنی چین را نیروهای نظامی این کشور به عهده خواهند گرفت، و در مرحله اول 5 هزار نفر نیروی چینی برای حفاظت از منافع چین وارد اقلیم اشغال شده الاحواز میشوند. در مجموع چین تا 32 درصد تخفیف روی قیمت همه محصولات نفتی و پتروشیمی نیز دریافت میکند.

این قرارداد همه مشخصات قراردادهای استعماری با کشورهای درجه 3 و 4 را دارد، و همان نتایجی که دیگران از آن گرفته‌اند، را باید انتظار داشت: از دست دادن کنترل منابع طبیعی و بنادر.

خیلی‌ها چنین باور دارند که در نهایت کنترل نیروهای نظامی در دست خائنی چون خامنه‌ای است و دولت نمیتواند خیانتی در این سطح را انجام دهد. روی این مطلب زیاد نمیشود حساب کرد. چون زمانیکه نیروهای نظامی چین برای حفاظت از منافع خود وارد جغرافیای سیاسی ایران شوند، قطعاً آنها را برای حفاظت از منافعشان نمیشود محاکمه کرد؛ و این دقیقاً همان کاپیتولاسیونی است که قیام سال 1342 را به دستور خمینی ملعون کلید زد.

سرمایه‌گذاری چین روی بنادر و جاده‌ها، به معنی حفاظت از‌ آنها توسط نیروهای نظامی چین است. براساس اصل 146قانون اساسی ایران اشغالگر «استقرار هر گونه پایگاه نظامی خارجی در (کشور) هر چند بعنوان استفاده‌های صلح‌آمیز باشد ممنوع است.» هرچند چینی‌ها در مرحله اول پایگاه نظامی تاسیس نخواهند کرد، اما وقتی برای شروع کار خود اجازه حضور 5 هزار نیروی نظامی را میگیرند، قطعا در مراحل بعدی تعداد این نیروها به حدی خواهد بود که بتوانند سلطه خود بر بنادر را حفظ کنند.

پدیده شرکتهای خصوصی تأمین امنیت
زمان جرج بوش پسر، که آمریکا به عراق حمله کرد، سرزنش‌های بین‌المللی فراوانی، برای قتل و کشتار غیر نظامیان، متوجه ارتش آمریکا شد. به همین دلیل آمریکا افراد دارای یونیفرم نظامی خود را در پادگانها نگه میداشت و شرکت‌های خصوصی را، برای تأمین امنیت جاده‌ها و اشخاص، بکار میگرفت. یکی از معروفترین شرکتها در این زمینه شرکت بلک‌واتر بود؛ که بعداً بارها نام خود را تغییر داد.

اگر یک سرباز دارای یونیفرم جنایتی انجام دهد، مسئولیت آن مستقیماً بر عهده ارتش است. چون فرض این است که سرباز بدون امر نظامی حق کاری ندارد. اما زمانی که کارمند بلک‌واتر کشتار کند، یک فرد خصوصی است که مسئولیت کارهایش بر عهده خود اوست؛ و مثل همه افراد دیگر باید در دادگاه محاکمه شود. نکته این بود که به محض اینکه یک کارمند بلک‌واتر جنایتی را مرتکب میشد، این شرکت سریعاً آن فرد را از کشور خارج میکرد و هیچ ردّی از او دیگر پیدا نمیشد. بنابراین چیزی برای طرح در دادگاه باقی نمیماند.
این سیاست بقدری موفق بود که توسط بسیاری از کشورهای دیگر اتخاذ شد.
چین نیز مشابه همین سیاست را در خاک آمریکا بکار گرفت. از زمان بیل کلینتون، چین توانست بندر اختصاصی خود را در جنوب کالیفرنیا تاسیس کند. از آن زمان به بعد چین بنادر متعددی در خاک مکزیک، مجاور مرز آمریکا، و جزایر باهاما، تاسیس کرد. ظاهر ماموریت این بنادر این است که مال‌التجاره چین از چند نقطه مشخص وارد خاک آمریکا شود. اما واقعیت این است که چین از این بنادر برای ذخیره سلاح و مهمات برای جنگ آتی استفاده میکند.

باید گفت که سلاح‌های چینی ذخیره شده در بنادر کالیفرنیا، برای راه‌اندازی جنگ داخلی و تجزیه کالیفرنیا کافی است. به همین دلیل آمریکا بطور فعال دنبال جمع کردن این بنادر است.

احتمالا نیروهای نظامی چینی با یونیفرم نظامی PLA به جغرافیای سیاسی ایران نخواهند آمد و حضور آنها تحت عنوان شرکتهای تأمین امنیت خواهد بود. اما واقعیت این است که این افراد همه نظامی هستند و همان کاری را در مناطق تحت کنترل خود خواهند کرد که با بنادر آمریکا کردند. یعنی سلاح کافی برای آشغال نظامی آن مناطق و تجزیه آنها ذخیره خواهند کرد.

بنابراین فرقی بین شرکتهای خصوصی تأمین امنیت و نیروهای یونیفرم‌دار نظامی نباید قائل شد. چون این نیروها در برابر جنایاتی که انجام میدهند، قابل محاکمه نخواهند بود؛ و اصل این مطلب، به هر فرم و صورتی که باشد، همان کاپیتولاسیون قدیم است که اینبار بر ملت عرب جغرافیای اشغال شده الاحواز و بنادر و معادن آن إعمال شده است.

تنگ است خانه تنگ است ای برادر.. بر جای ما بیگانه ننگ است ای برادر
فرمان رسید این خانه از دشمن بگیرید.. تخت و نگین از دست اهریمن بگیرید.. حکم جلودار است بر هامان بتازید

فواد فرج پور

مرکز اطلاع رسانی جبهه دمکراتیک مردمی الاحواز
WWW.ALAHWAZ.COM

About Admin

Leave a Reply

Share This