تبلیغات سلطنتطلبان و تحریف واقعیت: آیندهای که ملتهای غیرفارس خود آن را رقم خواهند زد

در هفتههای اخیر، فضای رسانهای شاهد تبلیغاتی پرحجم و پرهزینه از سوی جریان سلطنتطلب پهلوی و حامیان تفکر مرکزگرای فارسمحور بود. تبلیغاتی که در آن تلاش شده تا با نمایشهای ظاهری در مراسمی همچون گردهمایی مونیخ، تصویری جعلی از اجماع “ملی” حول رضا پهلوی و جریان پانفارس ارائه شود.
اما واقعیت، فراتر از این صحنهسازیهای تلویزیونی است. ملتهای غیرفارس، که قرنها تحت سلطه نظامهای استبدادی مرکزگرا از جمله خاندان پهلوی قرار گرفتهاند، نه تنها فریب این تبلیغات را نمیخورند، بلکه امروز بیش از هر زمان دیگر، بر حق طبیعی و تاریخی خود در تعیین سرنوشت خویش تأکید میکنند.
چهرهسازیهای جعلی، توهین به ملتهاست
معرفی چهرههایی بیریشه و بیپشتوانه مانند «بسام حویزهنژاد» بهعنوان نماینده ملت عرب الاحواز، یا گماشتن افرادی بهعنوان نمایندگان ملتهای ترک، لر ، بلوچ، ترکمن، کورد و دیگر ملل، نه نشانه احترام، بلکه تحقیر آشکار شعور جمعی ملتهای غیرفارس است. این رفتار، تلاشی کودکانه برای مصادره هویت ملتها و بازسازی همان ساختار سلطهگرانهایست که تاریخ بارها آن را طرد کرده است.
پهلوی• نماد خشونت، آسیمیلاسیون و نابودی هویتها
رضاشاه با حمایت امپراتوری بریتانیا، با مشت آهنین قدرت را در دست گرفت و در مسیر تثبیت آن، ملتهای غیرفارس را مورد شدیدترین شکل سرکوب قرار داد. ممنوعیت زبانها، حذف فرهنگی، کوچ اجباری، مصادره اراضی، و سرکوب رسانهای تنها بخشی از سیاستهایی بود که این رژیم برای ساختن ایران تکزبانه، تکهویت، و مرکزگرا در پیش گرفت. بازماندگان این تفکر امروز در لباس اپوزیسیون، همان سیاستها را بهگونهای نرم و در لفافه «وحدت ملی» دنبال میکنند.
اما ملتها فراموش نکردهاند. حافظه جمعی ما زخمی است از ستم تاریخی – و ما این زخم را به آگاهی تبدیل کردهایم.
حق تعیین سرنوشت؛ حق مسلم، غیرقابل مصالحه و غیرقابل مصادره
ملتهای غیرفارس، از عربهای الاحواز تا ترکهای آذربایجان جنوبی، از بلوچها و لرها وترکمنها تا کردها و گیلکها، تنها یک خواسته روشن دارند:
این ما هستیم که باید درباره سرنوشت خود تصمیم بگیریم، نه سلطنتطلبان، نه جریانهای پانفارس، و نه اتاقهای فکر خارجنشین.
حق تعیین سرنوشت، نه لطفی از جانب هیچ اپوزیسیونی است، و نه قابل مذاکره یا مشروط. این حق، پایهایترین اصل انسانی و بینالمللی برای هر ملت تحت ستم است.
هیچکس نماینده ملتها نیست، جز خود ملتها
تاریخ گواه است که هیچ ملتی با نمایشهای تبلیغاتی و چهرهسازیهای فرمایشی، از هویت و حقوق خود صرفنظر نکرده است. تلاش امروز سلطنتطلبان برای مهندسی افکار عمومی از طریق رسانهها، به جای ایجاد اعتماد، تنها به تعمیق شکافها، افزایش آگاهی و انسجام بیشتر میان ملتهای غیرفارس خواهد انجامید.
کلام پایانی
نه مراسم مونیخ، نه رسانههای ساختگی، و نه چهرهسازیهای فرمایشی، نمیتوانند واقعیتی به نام «ایران متکثر و چندملیتی» را انکار کنند. آینده از آن ملتهایی است که سالها قربانی سیاستهای آسیمیلاسیون بودهاند، و اکنون، با صدایی رسا فریاد میزنند:
ما خود، سرنوشت خویش را رقم خواهیم زد. هیچکس جز ما، حق سخن گفتن به جای ما را ندارد.
نويسنده: محمد مزرعاوي( الاحوازي )
عضو فعال جبهة دمكراتيك مردمي احواز




