پزشکیان و فریبی دیگر برای خاموش کردن صدای محرومان

پزشکیان و فریبی دیگر برای خاموش کردن صدای محرومان
احواز العربیه اشغالی، بار دیگر شاهد نمایشی تلخ و آشنا بود؛ سفر مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران اشغالگر، به این خاک زخمخوردهٔ اشغالی. سفری برای ملت و مردمی که سالهاست در بیعدالتی و فقر تحمیلی از سوی ایرانیان دستوپا میزنند، چیزی جز شعاری خالی و وعدههایی توخالی نداشت.
پزشکیان با ادعای حمایت از مردم قدم به این خاک اشغال شدهٔ عربی گذاشت، اما آیا میدانست قدمهایش بر زمین ترکخوردهای است که ساکنانش از تشنگی، بیکاری و فقر تحمیل شده فریادشان را در گلوی خود خفه کردهاند؟
دیدارهای گزینشی، تصاویر ساختگی در رسانهها، و سخنرانیهای پرطمطراق درباره عدالت و پیشرفت، و در کنار آنها سرکوب خشونتبار اعتراضات مسالمت آمیز، دیگر بر قلبهای زخمی این مردم تحت اشغال تاثیری ندارد. آیا پزشکیان هنگام بازدید از این شهر، به خانههای فروریختهای نگاه کرد که سرپناه مردم محروماند؟ آیا صدای مادری را شنید که با بغض از بیکاری فرزندش میگفت؟ یا شاید نگاه کودکی را دید که دیگر حتی آرزوی یک روز پاک بدون ریزگرد را هم ندارد؟
و در این میان، وزارت اطلاعات و ترور ایران اشغالگر، همچون سایهای سیاه و شوم، پشت پرده این نمایشها ایستاده و در تلاش است تا شعله اعتراضات ملت خشمگین عرب را خاموش کند. وعدههای دروغین درباره بودجههای عمرانی و پروژههای نجاتبخش، ابزارهایی برای خاموش ساختن خشم مردماند، اما این خاک عربی محروم از همه چیزش، بهخوبی میداند که این وعدهها هیچگاه از کاغذ فراتر نخواهند رفت.
سالهاست که بودجههایی که از محل غارت ثروتهای الأحواز بدست میآیند در گرداب منافع شخصی حلقههای قدرت گم شده و بخشی نیز صرف آبادانی صنایع مختلف و شهرهای فارس نشین میشوند، درحالیکه احواز العربیه اشغالی همچنان در فقر و محرومیت ساختهٔ دست ایران اشغالگر میسوزد.
سرکوبها اما تنها به این فریبها محدود نمیشود. بازداشت فعالان مدنی، تهدید خانوادهها، و ایجاد رعب و وحشت، ابزارهاییاند که رژیم اشغالگر ایرانی برای ساکت کردن ملت عرب استفاده میکند.
اما احواز العربیه اشغالی هنوز زنده است. صاحبان آن، هرچند محروم و ساکت، امید را فراموش نکردهاند. امید به روزی که این سرزمین دوباره استقلال خود را بازیابد و دیگر چهرهٔ کریه هیچ مسئول ایرانی را در آن نبیند.
سفر پزشکیان به احواز العربیه اشغالی و فریبکاریهای وزارت اطلاعات و رسانههای آنها، حلقههای یک زنجیر واحدند؛ زنجیری که هدفش سرکوب، سکوت، و فریب مردم است.
مسئولانی مانند پزشکیان با سفرهای نمایشی و وعدههای توخالی، نقش چهرهای «دلسوز» را بازی میکنند، در حالی که وزارت اطلاعات پشت پرده با سرکوب فعالان و کنترل اعتراضات، بستر این نمایش را فراهم میکند.
رسانههای داخلی و حتی خارجی بظاهر اپوزسیون رژیم نیز این پروژه را تکمیل میکنند؛ آنها با انتشار تصاویر ساختگی از «همدردی» مسئولان، واقعیت دردناک زندگی ملت عرب الأحواز را پنهان کرده و بهجای پرداختن به مشکلات عمیق، از «توجه دولت» به محرومان سخن میگویند!!!. این هماهنگی دقیق میان مسئولان، نهادهای امنیتی، و رسانهها در واقع ابزاری است برای عادیسازی بحرانها، فرو نشاندن اعتراضات، و تحمیل سکوت به مردم؛ سکوتی که صدای فریادهای عدالتخواهانه را خفه میکند.
شنبه ۲۵ ژانویه ۲۰۲۵
فؤاد فرج پور
مرکز اطلاع رسانی جبهه دموکراتیک مردمی الأحواز
HTTP://ALAHWAZ.COM
https://t.me/adpffarsi




