فساد سیستماتیک یا اختلاس پنهان؟ ۶۳۴ میلیارد تومان در حساب شخصی حسن پلارک چه میکند؟

در حالی که میلیونها نفر از مردم تحت غارت و ستم ایران زیر بار فشار تحمیلی اقتصادی کمر خم کردهاند، با تورم افسارگسیخته دستوپنجه نرم میکنند و بسیاری از خانوادهها برای تأمین ابتداییترین نیازهای خود به زحمت افتادهاند، افشای وجود ۶۳۴ میلیارد تومان در حساب شخصی حسن پلارک توسط گروه هکرها، رئیس سابق ستاد بازسازی عتبات عالیات، مانند یک بمب خبری عمل کرده و افکار عمومی را در شوک و خشم فرو برده است.
این مبلغ سرسامآور در یک حساب شخصی نزد بانک سپه نگهداری میشود، بدون هیچگونه شفافسازی، نظارت یا پاسخگویی از سوی مقامات فاسد و همدست مربوطه. در چنین شرایطی مشروعیت بسیاری از نهادهای مالی و نظارتی ایرانی را زیر سؤال خواهد برد:
منشأ این پول چیست؟ آیا این مبلغ از محل کمکهای مردمی و نذورات برای بازسازی عتبات تأمین شده یا منابع دولتی و بیتالمال در آن دخیل بوده است؟ اگر کمکهای مردمی بوده، چرا باید در یک حساب شخصی ذخیره شود و نه در یک حساب سازمانی با نظارت رسمی؟ اگر منابع دولتی بوده، چرا چنین حجم عظیمی از بودجه عمومی در اختیار یک فرد خاص قرار گرفته است؟
حتی اگر فرض کنیم این پول کاملاً قانونی و با هدف بازسازی اماکن مقدس بوده است، چرا در حساب شخصی حسن پلارک نگهداری شده؟ این اقدام نقض آشکار قوانین مالی و اداری است و نشانهای از سوءمدیریت از قبل طراحی شده در بالاترین سطوح میباشد.
این مسئله نهتنها فساد فردی، بلکه یک نشانه نگرانکننده از افزایش فساد سیستماتیک است، جایی که افرادی با نفوذ، بدون هیچگونه شفافیت یا حسابرسی، به اموال عمومی دسترسی دارند. چرا نهادهای نظارتی از جمله سازمان بازرسی، دیوان محاسبات و قوه قضاییه تاکنون اقدامی در این خصوص نکردهاند؟
مردم در فقر، برخی در ثروت بیحساب: در حالی که میلیونها انسان به نان شب محتاجاند، کودکان کار هر روز در خیابانها جان میسپارند، بیماران از تأمین هزینههای درمانی ناتوان شدهاند و کارگران برای دریافت حقوق ناچیز خود ماهها انتظار میکشند، جمعیت جوانان بیکار افزایش مییابد، چگونه ممکن است یک مسئول چنین مبلغ عظیمی را در حساب شخصیاش نگه دارد و هیچ نهادی در این باره پاسخگو نباشد؟ جز آنکه همه آنها در این دزدیها و غارتها شریک یکدیگرند چه میتواند باشد.
این موضوع بههیچوجه یک سوءمدیریت ساده یا سهلانگاری اداری نیست؛ بلکه نشانهای از یک بیماری عمیق در ساختار مدیریتی جغرافیای سیاسی جعلی موسوم به ایران است که به فساد گسترده، عدم شفافیت و سوءاستفاده آشکار از منابع مالی عمومی دامن زده است.
سالهاست که این پیام به مردم مخابره شده که در این جغرافیای جعلی، مسئولان ایرانی اش میتوانند با اجازه تام از بیت الفساد رهبری، با پولهای کلان مردم دردمند بازی کنند، بدزدند، غارت کنند، کاخها و اموال سوپرلوکس بسازند، انگل زادگان خود را به اروپا و آمریکا بفرستند، بدون اینکه کوچکترین نگرانی از حسابرسی و پاسخگویی داشته باشند.
یکشنبه ۳۰ مارس ۲۰۲۵
فؤاد فرج پور
مرکز اطلاع رسانی جبهه دموکراتیک مردمی الأحواز
HTTP://ALAHWAZ.COM
https://t.me/adpffarsi




